يک قولی هست می گويد اگر نتوانستی نزد ديگران خوب باشی چهره خوبان را خراب کن شيعه ايی که امروز می بينيم با شيعه های قرون اول فرق دارند شيعه های الان اعتقادهايی دارند که نزد شيعيان اول کفر وخروج از اسلام تلقي مي شد، مثل اعتقاد به غيب ائمه ومسائلی ديگر، اما شيعيان صفوی چون اصل ونسبی ندارند سعی می کنند با تمسک به روايت های ضعيف وموضوع اهل سنت به مذهب صفوی خود رنگ وبويی بدهند چون برای رنگ و جلا دادن به اين اعتقادات باطل خود در کتب دست اول خودشان چيزی پيدا نکردند. ما باذن الله با اسکن مطالب از کتب شيعه برای همه نشان خواهيم داد که اين شيعيان صفوی حتی متمسک به کتابه های خود نيستند وحتی سخنان ائمه عليهم السلام برايشان ذره ايی ارزش ندارد تا همه بدانند که اين ها به دروغ ادعای حب اهل بيت سر می دهند تا بتوانند با اين طريق به اسم دين واهل بيت از مردم ارتزاق وحکومت کنند.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۱, چهارشنبه

شبهه احتلام مردان در خانه ام المومنین عائشه رضی الله عنها



مدتی است روافض یک روایت از صحیح مسلم وسنن ترمذی وباقی کتب جهت طعنه زدن به ام المومنین عائشه رضی الله عنها همسر ومحبوبه رسول الله صلی الله علیه واله وسلم به دست گرفتن، قبل از روافض این شبهه رو یهودیها ومسیحیان در سایتهای خود علیهِ اسلام مطرح می کردند، و رافض هم به تبعیت از آنها شروع به شبهه پراکنی در این مورد خنده دار نمودند.

 شیخ اسلام ابن تیمیه -رحمة الله- راست گفته در مورد شیعيان: (أنهم من أجهل الناس بمعرفة المنقولات، والأحاديث) آنان نسبت به معرفت منقولات و احادیث جاهل‌ترین مردم‌اند. (منهاج السنة النبوية)

هدفشان چیزی نیست جز طعن زدن به رسول الله صلی الله علیه واله وسلم وگرنه با این دید کثیف این روایات را نمی خواندند واین چنین خبیثانه به ام المومنین عائشه تهمت نمی زدند.

روافض روایت از صحیح مسلم نقل می کنند و می گویند چگونه عائشه مردان نامحرم را در اتاق خود می برده وشب تا صبح هر دو در آن جا تنها می ماندن و مردان محتلم بیرون می آمدند موقعی که به روافض می گوییم چگونه چنین برداشتی از روایت می کنید؟ می گویند: بابا ظاهر روایت این هست و از روایت چیز دیگری نمی توان فهمید!

در جواب می گویم: راست گفتید آدم مریض مزه همه چیز رو تلخ می بینه مشکل از خود مریض هست، نه از چیزی که می خورد شما اگر مریض نبودید می توانستید روایت را با دیدی دیگر ببینید ولی مشکلی نیست ما روایت را به طور ساده برای شما شرح میدهیم

 وهمه توضیحاتمان از خود روایت خواهد بود نه شرحی از شیخی می گذاریم ونه چیزی از جای دیگر نقل می کنیم. بازم ببینیم واقعا ظاهر روایت توهین آمیزه و یا شما معاند هستید، قبل از پرداختن به این شبهه خنده دار به یه مطلب مهم اشاره کنم که

امهات المومنین وظیفه داشتند به امر الله آیات وحکمتها واحکامی که می شنیدند از رسول الله رو به دیگران یاد بدهند، الله می فرماید :

وَاذْكُرْنَ مَا يتْلَى فِي بُيوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا (الأحزاب/34) و آيات الله و سخنان حكمت انگيز پيغمبر را كه در منازل شما خوانده مي شود ياد كنيد.

ملا فتح الله كاشاني كه از مفسرین معروف وبه نام شما در قرن دهم هست در کتابش تفسير منهج الصادقين في إلزام المخالفين، ج‏7، ص: 288 در تفسیر اين آیه می گوید :

( وَ اذْكُرْنَ و ياد كنيد ايزنان پيغمبر (ص) ما يُتْلى‏ آنچه خوانده شود بر شما فِي بُيُوتِكُنَّ در خانهاى شما مِنْ آياتِ اللَّهِ از آيتهاى حضرت عزت وَ الْحِكْمَةِ و از سخنان مشتمل بر حكمت و مصلحت كه احكام شريعتست يعنى از كتابى كه جامع اين دو امر است يا از آيات

كلام اللَّه و از سخنان پيغمبر (ص) كه محض حكمتست إِنَّ اللَّهَ كانَ بدرستى كه خداى تعالى هست لَطِيفاً لطف كننده و نيكوكار بشما اى ازواج سيد انبيا خَبِيراً دانا باقوال و افعال شما )

الله به ازواج دستور میدهد که چیزهایی که در خانه های خود از آیات واقوال واحکام شریعت است هم خود یاد بگیرنند و هم عمل کنند و هم نشر بدهند چون مسئول بودند و علمی که نزد امهات المومنین بود ممکن هست نزد خیلی از صحابه هم نباشد چون آنها

در خانه وحی بودند و خیلی اوقات وحی در خانه شان و در کنار آنها نازل میشد و خیلی از گفته ها وسخنان پیامبر که در خانه و در کنار ازواجش میگفت رو باید از خود ازواج شنید هیچ عقل و منطقی قبول نمی کند که همه مسائل رو از یکی گرفت مثل قول

روافض که می گویند همه چیز باید از علی گرفته شود.

به عنوان مثال:  کسی می خواهد بداند رسول الله نماز قیام چند رکعت می خواندند؟ آیا باید این سوال را از ابوبکر یا عمر یا علی پرسید یا باید برود نزد ازواج پیامبر چون در خانه و کنار آنها بودند؟

الان اگر آقای خامنه ای بمیرد مگر شما یه کتاب 20 جلدی در مورد زندگیش نمی نویسید؟

مگر برای اینکه بدونید آقا توی خونه اخلاقش چطور بوده (که امیدوارم مثل رفتاری که با مردم دارن رو نداشته باشه)، چطور غذا می خورده، چطور عبادت می کرده، برخوردش با زن وبچه هاش و همه این مسائل به سراغ زنش نمیرید؟؟ یا همه این مسائل رو میرید

از احمدی نژاد می پرسید که اصلا ربطی بهش نداشته و از مسائل خونه ی خامنه ای دور بوده؟؟

برای اینکه بحث طولانی نشه به نقد شبهه می پردازیم چون معمولا همه روایتها یکی هست واینها اکثر روی روایت عبدالله بن شهاب خولانی در صحیح مسلم مانور میدن پس ما هم به همون استناد می کنیم:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ جَوَّاسٍ الْحَنَفِيُّ أَبُو عَاصِمٍ، حَدَّثَنَا أَبُو الْأَحْوَصِ، عَنْ شَبِيبِ بْنِ غَرْقَدَةَ، عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ شِهَابٍ الْخَوْلَانِيِّ، قَالَ: كُنْتُ نَازِلًا عَلَى عَائِشَةَ فَاحْتَلَمْتُ فِي ثَوْبَيَّ فَغَمَسْتُهُمَا فِي الْمَاءِ، فَرَأَتْنِي جَارِيَةٌ لِعَائِشَةَ فَأَخْبَرَتْهَا فَبَعَثَتْ إِلَيَّ عَائِشَةُ فَقَالَتْ: مَا حَمَلَكَ عَلَى مَا صَنَعْتَ

بِثَوْبَيْكَ؟ قَالَ قُلْتُ: رَأَيْتُ مَا يَرَى النَّائِمُ فِي مَنَامِهِ، قَالَتْ: هَلْ رَأَيْتَ فِيهِمَا شَيْئًا؟ قُلْتُ: لَا، قَالَتْ: «فَلَوْ رَأَيْتَ شَيْئًا غَسَلْتَهُ لَقَدْ رَأَيْتُنِي وَإِنِّي لَأَحُكُّهُ مِنْ ثَوْبِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَابِسًا بِظُفُرِي» از شبیب بن غرقده روایت شده که عبدالله بن شهاب خولانی گفت: به

خانه عایشه رفتم و در لباسم محتلم گشتم و آنها را در آب فرو می بردم که کنیز عایشه من را دید و او را مطلع ساخت. عایشه بسوی من فرستاد و گفت: چرا با لباسهایت چنین میکنی؟ گفتم: دیده ام آنچه را که شخص خوابیده در خواب میبیند. عایشه گفت: در لباسهایت چیزی دیده ای؟ گفتم: خیر. گفت: اگر چیزی دیدی بشوی
 من (منی را) از لباس رسول الله صلی الله علیه وسلم مالیده و میتراشیدم در حالی که خشک شده بود.

به سایتهای روافض که نظری انداختم کل حدیث رو ترجمه نمی کنند و همش نصفه ترجمه شده

البته اصل شبهه روی دو نفر هست عبد الله بن شهاب الخولاني أبو الجزل الكوفي و همام بن الحارث بن قيس بن عمرو النخعى الکوفی

اما موردیکه روافض میارن از مسند امام احمد که (رَجُلاً مِنَ النخغ) احتمال زیاد همین "همام بن حارث" باشد چون ایشان از قبیله نخع در کوفه است و از اسمش هم نمایان است.

اما روايتي كه ذکر شده (ضَافَ عَائِشَةَ ضَيْفٌ) كه ىر سنن امام ترمذی نقل شده است مهمان یا  عبدالله بن شهاب خولانی یا همام بن الحارث می باشد همان گونه که خطیب بغدای در کتاب الأسماء المبهمة في الأنباء المحكمة ج 6 ص 407 ذکر کرده است.

(حديث (196) همام بْن الحارث - عَبْد اللَّهِ بْن شهاب الخولاني)
أَخْبَرَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ التَّمِيمِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ حَمْدَانَ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي قَالَ: حَدَّثَنَا مُعَاوِيَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ [عَنْ هَمَّامٍ] قَالَ: نَزَلَ بِعَائِشَةَ ضَيْفٌ، فَأَمَرَتْ لَهُ بِمِلْحَفَةٍ لَهَا صَفْرَاءَ، فَنَامَ فِيهَا فَاحْتَلَمَ، فَاسْتَحْيَي أَنْ يُرْسِلَ بِهَا وَفِيهَا أَثَرُ الاحْتِلامِ {قَالَ: فَغَمَسَها فِي الْمَاءِ ثُمَّ أَرْسَلَ بِهَا، قَالَتْ عَائِشَةُ: لِمَ أَفْسَدَ عَلَيْنَا ثَوْبَنَا؟ إِنَّما كَانَ يَكْفِيهِ أَنْ يَفْرُكَهُ بِأَصَابِعِهِ، لَرُبَّمَا فَرَكْتُهُ مِنْ ثَوْبِ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم َ - بِأَصَابِعِي.همام بن حرث گفت: شخصى مهمان عائشه شد، عائشه دستور داد كه ملحفه زردى بر روى او بيندازند، پس مهمان خوابيد و محتلم شد؛ مرد خجالت كشيد كه ملحفه را بفرستد؛ در حالى كه اثر جنابت در آن ديده مى‌شود؛ پس آن را در آب فرو كرد؛ سپس آن را فرستاد. پس عائشه گفت: چرا لباس ما را از بين برده، كافى بود كه اثر جنابت را با ناخن‌هایش مى‌خراشيد؛ گاهى من آن را از لباس رسول خدا (ص) با انگشتانم مى‌تراشيدم.

در ادامه می گوید: (وضيف عَائِشَة هُوَ: همام بْن الحارث النخعي، وقيل: عَبْد اللَّهِ بْن شهاب الخولاني) مهمان عائشه همام بن الحارث النخعی است وگفته شده عبدالله بن شبهاب خولانی.

فعلا مهمان هر کدام از این دو باشد زیاد تاثیر ندارد فقط خواستیم ثابت شود مهمان اهل کوفه بوده است که هر دو کوفی هستند ما همون روایت خولانی صحیح مسلم نگاه می کنیم پس خواهشا با من همراه باشید وخوب حواستان را جمع کنید.

خولانی چی می گوید: كُنْتُ نَازِلًا عَلَى عَائِشَةَ به خانه عائشه رفتم.

توجه کنیم خولانی کوفی بود بالا هم ذکر کردیم و از کوفه مثل بقیه طلاب علم آمده بود مدینه برای یاد گرفتن.

آیا ممکن هست شب را در اتاق حضرت عائشه خوابیده باشد ؟ قبل از اینکه پاسخ بدهم با هم این روایت صحیح بخاری را بخوانیم

عن عائشة رضي الله عنها قالت: استأذن علي أفلح أخو أبي القعيس، بعدما أنزل الحجاب، فقلت: لا آذن له حتى أستأذن فيه النبي - صلى الله عليه وسلم - ، فإن أخاه أبا القعيس ليس هو أرضعني، ولكن أرضعتني امرأة أبي القعيس، فدخل علي النبي - صلى الله عليه وسلم - ، فقلت له: يا رسول الله، إن أفلح أخا أبي القعيس استأذن فأبيت أن آذن له حتى أستأذنك، فقال النبي - صلى الله عليه وسلم - : «وما منعك أن تأذني عمك»؟ قلت: يا رسول الله، إن الرجل ليس هو أرضعني، ولكن أرضعتني امرأة أبي القعيس، فقال: «ائذني له، فإنه عمك تربت يمينك». (بخارى:4796)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي گويد: پس از نازل شدن حكم حجاب، افلح برادر ابوقعيس اجازه خواست تا نزد من بيايد. گفتم: تا دربارة او از نبي اكرم - صلى الله عليه وسلم - اجازه نگيرم به او اجازه نمي دهم. زيرا برادرش ابوقعيس كه به من شير نداده است بلكه همسر ابوقعيس به من شير داده است. لذا پس از آنكه نبي اكرم - صلى الله عليه وسلم - نزد من آمد، به او گفتم: اي رسول خدا! افلح برادر ابوقعيس، اجازة ورود خواست. من به او اجازه ندادم تا اينكه از شما اجازه بگيرم. نبي اكرم - صلى الله عليه وسلم - فرمود: «چه چيزي تو را از اجازه دادن به عمويت، بازداشت»؟ گفتم: يا رسول الله! همانا مرد (كه ابوقعيس باشد) مرا شير نداده است بلكه همسر ابوقعيس به من شير داده است. رسول اكرم - صلى الله عليه وسلم - فرمود: «خير ببيني، به او اجازه بده، زيرا عمويت مي باشد».

ام المومنين اجازه نداد عمویش از شیرخوارگی بر او وارد شود چگونه پس اجازه دهد شخصی غریب و کوفی شب تا صبح در اتاقش بخوابد ؟؟؟

می پرسید آیا دلیلی دیگری هم دارید ؟؟ می گویم: آری، با هم ادامه روایت را می خوانیم

فَرَأَتْنِي جَارِيَةٌ لِعَائِشَةَ فَأَخْبَرَتْهَا ... کنیز عایشه من را دید و او (یعنی عائشه) را مطلع ساخت.

این کنیز کجا خولانی رو دیده در خانه عائشه؟؟  اگر کنیز اون رو دیده پس عائشه هم می بینتش... یا کنیز دیده ولی حضرت عائشه اون رو ندیده؟؟؟  ادامه بدیم....

فَبَعَثَتْ إِلَيَّ عَائِشَةُ ... عایشه بسوی من فرستاد.

الله اکبر .... چطور عائشه به دنبال و طلب این شخص می فرسته اگر واقعا در اتاقش و کنارش خوابیده باشه والعیاذ بالله

عقلتان کجاست ... این شخص جایی دور از عائشه بود.

و این قضیه دور از عائشه اتفاق افتاد ..... و کنیز اینو دید ولی عائشه ندید.

به همین خاطر شخصی به سویش فرستاد بعد از اینکه خبر حادثه به گوشش رسید، چون از محل اقامت عائشه دور بود.

اگر در اتاق و کنار عائشه خوابیده بود که نه نیازی بود به سویش بفرستد و نه نیازی بود کنیز به عائشه اطلاع بدهد.

می گویید دلیل دیگری دارید؟؟ می گویم: آری، باهم ادامه بدهیم

برگردیم به کلام خطیب بغدای که گفت نَزَلَ بِعَائِشَةَ ضَيْفٌ ... شخصى مهمان عائشه شد.

این یعنی محل سکونتش دور از محل سکونت عائشه بود می گویید دلیل حرفت چیست؟ جواب رو در ادامه بخوانیم

فَأَمَرَتْ لَهُ بِمِلْحَفَةٍ لَهَا صَفْرَاءَ ... عائشه دستور داد كه ملحفه زردى براي او آماده کنند.

دستور داد برای مهمان لحافی بفرستند وچگونه این دستور رو ندهد او عائشه هست دختر صدیق که کرم وبخشش ومهمان نوازیش زبان زد همه بوده است.

فَاسْتَحْيَي أَنْ يُرْسِلَ بِهَا ... مرد خجالت كشيد كه ملحفه را بفرستد.

ببخشید چی ... بفرستد؟  مگه عائشه پیشش نبوده چطوری بفرستد؟ به كجا بفرستد؟

یا عقلت الان داره میگه بله ..بفرستد.. نشون میده مهمان جای دیگر بوده وعائشه جایی دیگری

براي فرستادن هم باید شخص سومي باشد پس مشخص میشه اگر شخص کنار عائشه می بود نیازی نبود لحاف را دست کسی بفرستد و این نشان میدهد جای اقامت شخص دور از منزلی که عائشه اقامت داشته بوده و به هر روایتی که نگاه کنید به همین منوال هست .

شاید کسی بگوید اصلا چرا عائشه در مورد منی و این مسائل به این شخص گفت مگه در شهر کسی عالم نبوده که اومده این سوال را از عائشه بپرسد.

می گویم: اولا شخص که نیامده بود این مسئله رو بپرسد و همه میدانند محتلم شدن دست خود شخص نیست .

شخص بعد از محتلم شدن ملحفه را شست که باعث خرابی ملحفه شد به همین خاطر عائشه از کنيز می پرسد: (لِمَ أَفْسَدَ عَلَيْنَا ثَوْبَنَا؟) چرا لباس یا همان لحافمان را (اين گونه) خراب کرده است؟

حضرت عائشه سوال استفهامی انکاری می پرسد.

شخص در جواب می گوید: چنین وچنان شد وحضرت عائشه فهمید این شخص نسبت به این کار جاهل است به همین دلیل به او یاد داد اگر در چنین مواقعی این اتفاق بیفتد این حکمش است و برایش دلیل می آورد که من همین کار با لباس رسول الله کردم که شخص مطمئن شود این چیزی که یادش می دهد مورد تایید رسول الله است
 و اگر این اشتباه بود حتما رسول الله به عائشه گوش زد میکرد که این کار برای پاک کردن منی کافی نیست، بله عائشه ام المومنین همسر گرانقدر رسول الله یک عالمه بود، محدثه بود، یک صحابیه بود و تابعین امثال راوی ؛ برای یاد گرفتن خدمتش می آمدند

شاید یکی دوباره بگوید یعنی در مدینه دیگر کسی عالم نبود؟

می گویم: چرا بود ولی چه کسی مثل ام المومنین عائشه میشود که هم عالم بود و هم همسر رسول الله بود و هم صحابیه یعنی از احوال داخل و بیرون از منزل رسول الله مطلع بود و اگر رسول الله پیش ازواجش یک روز می ماند نزد حضرت عائشه دو روز می ماند به دلیل اینکه یکی از ازواج حق خود و ماندن رسول الله را به عائشه داده بود
 اگر حافظم خیانت نکند اون ام المومنین سوده رضی الله عنها باشد، همه به علم عائشه نیاز داشتن و همه از عائشه به خاطر علمش روایت می کردند رضی الله عنها و ارضاها ویه چیزی دم گوش شما شیعیان بگویم

 که حتی امام معصوم شما هم به علم عائشه نیاز داشت و از ایشون روایت کردند، چیه تعجب کردید بله این چیزها را آخوندها به شما نمی گویند که !!

با هم این روایت کافی رو بخوانیم کلینی در روایتی از امام معصوم که در آخر می گوید پدرم یعنی امام باقر از عائشه این رو روایت کرده است

فَقَالَ: إِنَّ هٰذَا حَدِيثٌ كَانَ  يَرْوِيهِ أَبِي عَنْ عَائِشَةَ گفت این حدیث پدرم (امام باقر) از عائشه روایت کرده است. الكافي (ط - دار الحديث)؛ ج‌11، ص: 675

روایت هم صحیح است وکسی نمی تواند در سندش اشکال بگیرد فقط در سایت دروغ عصر نوشته بودند فاصله وفات بین امام باقر وعائشه زیاد هست چگونه از اون روایت می کند که در جواب می گوییم بابا شما چقدر باحالید همه روایتهای شما همین گونه هست قال الباقر قال الصادق قال الرضا وهیچ کدام مسند به رسول الله نیست
حال بماند نزد شما حتی قال الصدوق وقال الکلینی هم ولو سندی ذکر نشه مورد قبول هست.، بله این شخص تابعی .. فاضل.. با تقوا... که از شرم وحیا خجالت می کشید لباسی که با منی آغشته است رو برای صاحاب خانه بفرستد

 محال است در ذهنش خطور کند در خانه رسول الله مرتکب کاری شود و ام المومنین عائشه همسر و محبوبه رسول الله این زن مومنه، طاهره، عالمه، صدیقه بنت صدیق محال هست که اشخاصی رو در اتاق و کنار خود بخواباند.



در پایان به خیانت وتدلیس این کذابان خبیث که هدفشان طعنه زدن به ام المومنین عائشه هست اشاره کنم که چگونه در ترجمه روایت تدلیس کردن

این خبیثان در ترجمه این جمله لِمَ أَفْسَدَ عَلَيْنَا ثَوْبَنَا؟ إِنَّما كَانَ يَكْفِيهِ أَنْ يَفْرُكَهُ بِأَصَابِعِهِ  نوشتند / پس عائشه گفت لباس ما را از بین بردی کافی بود که اثر جنابت را با ناخن های می خراشیدی

این کذابان در ترجمه اینگونه وانمود کردن که حضرت عائشه مستقیم با این شخص صحبت می کند چون اگر درست ترجمه مي كردند دستشان رو ميشد ومشخص ميشد اين شخص ىر جايي دور از خانه حضرت عايشه است

لِمَ أَفْسَدَ عَلَيْنَا ثَوْبَنَا؟ إِنَّما كَانَ يَكْفِيهِ أَنْ يَفْرُكَهُ بِأَصَابِعِهِ  ترجمه اش کاملا واضح است که مخاطب حضرت عائشه کنیزش هست وازش می پپرسد لِمَ أَفْسَدَ عَلَيْنَا ثَوْبَنَا؟ چرا لباس ما را از بین برده است كَانَ يَكْفِيهِ أَنْ يَفْرُكَهُ بِأَصَابِعِهِ   كافي بود آن را با ناخن می خراشید

واین روایت به وضوح روشن می کند که حضرت عائشه درجای دیگری بود واین مهمان هم جای دیگر وگرنه اگر در کنار خضرت عائشه والعیاذ بالله خوابیده بود خود حضرت عائشه این شخص را می دید که لباسش رو می شورد ونیاز نبود کنیز به او خبر  بدهد

الله این قوم خبیث رو هدایت کند واگر قابل هدایت نیستند شرشان رو از امت اسلامی کم کند